شاعران جاویدان
ای با تو در آمیخته چون جان ، تنم امشب ! لعلت گل مرجان زده بر گردنم امشب مریم صفت از فیض تو - ای نخل برومند! – آبستن رسوایی فردا منم امشب ای خشکی پرهیز که جانم ز تو فرسود ! روشن شودت چشم ، که تردامنم امشب مهتابی و پاشیده شدی در شب جانم از پرتو لطف تو چنین روشنم امشب آن شمع فروزنده ی عشقم که بَرَد رشک پیراهن فانوس به پیراهنم امشب گلبرگ نیَم ، شبنم یک بوسه بَسَم نیست رگبار پسندم ، که ز گل خرمنم امشب آتش نه، زنی گرم تر از آتشم ای دوست! تنها نه به صورت، که به معنا زنم امشب. پیمانه ی سیمین تنم پُر مِی عشق است زنهار ازین باده ، که مردافکنم امشب!...
چهارشنبه هفتم آذر ۱۳۸۶ ❣
15:43 ❣ صبا آناهید(دریا ایزد) ❣ ❣