شاعران جاویدان

در خيابان‌ كساني‌ هستند
‌كه‌ به‌ آدم‌ نگراني‌ تعارف‌ مي‌كنند
اما من‌
‌كه‌ دغدغهِ‌ خوشبختي‌ام‌ نيست‌
‌به‌ شادي‌ اين‌ خوشبخت‌هاي‌ كوچك‌ مي‌خندم‌
پس‌ مي‌آيم‌ با زنبيل‌هايي‌ از ترانه‌ و آويشن‌
و مرداني‌ را سلام‌ مي‌دهم‌
كه‌ تو را در تنفس‌ خود دارند
و يك‌ لبخند تو را
به‌ هزار بار عافيت‌ محض‌
‌ترجيح‌ مي‌دهند
كساني‌ كه‌ از هم‌ مي‌پرسند
<چگونه‌ هنوز هم‌ زنده‌ايم؟>
نشاط‌ سرودهايم‌ را حفظ‌ مي‌كنم‌
و ترانه‌هايم‌ را از زيبايي‌ مي‌آكنم‌
و با تمام‌ حنجره‌هاي‌ صبور
‌آواز مي‌خوانم‌
نشاط‌ سرودهايم‌ را حفظ‌ مي‌كنم‌
ميان‌ آفتاب‌ و مردم‌ راه‌ مي‌روم‌
و ترانه‌هايم‌ را كه‌ از اميد سرشارند
‌در جيبشان‌ مي‌ريزم‌
‌در سبدهاي‌ خاليشان‌
‌در دلشان‌
و دفتر لبخندهايم‌ را
با مردم‌ كوچه‌ و خيابان‌
‌ورق‌ مي‌زنم‌
با كودكان‌ امسال‌
مردان‌ سالهاي‌ ديگر
كه‌ منشور تحقق‌ آفتاب‌ را
در سرانگشتان‌ خويش‌ دارند
كودكاني‌ روشن‌
كودكاني‌ از پشت‌ آفتاب‌
از صلب‌ سخاوتمند بهار
كودكاني‌ كه‌ هر پنجشنبه‌ عصر
در بهشت‌ شهيدان‌
آيندهِ‌ وطنم‌ را به‌ شور مي‌نشينند
كودكاني‌ كه‌ مسير بهار را تعيين‌ مي‌كنند
نشاط‌ سرودهايم‌ را حفظ‌ مي‌كنم‌
و ترانه‌هايم‌ را از آب‌ و آفتاب‌ مي‌آكنم‌
براي‌ بهاري‌ كه‌ هست‌
براي‌ بهاران‌ در راه‌
نشاط‌ سرودهايم‌ را حفظ‌ مي‌كنم‌
و با تمام‌ حنجره‌هاي‌ تشنه‌
فرياد مي‌زنم:
تحقق‌ آفتاب‌ حتمي‌ است‌
‌پرندگان‌ مي‌آيند.
 
http://www.irib.ir/radio/adab/6Moaser/moaser/Iran/index.asp?PoemId=148&S_Name=&S_Poem=
سه شنبه هشتم آبان ۱۳۸۶ 13:21 صبا آناهید(دریا ایزد)